یاد استاد

خرید بک لینک
البابُ الثّالِث وَ الثَّلاثُون في حُسنِ الظَّنّباب سی وسوم درحُسن ظنّ ترجمۀ اجمالیّه اصل فرمان:فرمود حضرت امام صادق علیه السّلام:نیکوکردن گُمان به حقّ جلّ وعلا-وخلایق،اصلش از حُسن ایمان مرداست و ازسلامتی صدر اوست.وعلامت حُسن ظنّ،آن است که ببیند مرد هرچه رانظرمی کند به سوی او،به چشم طهارت وپاک و فضل ،از جهت اخلاقی که مُرکّب شده وانداخته شده است درمرد،ازحیاء وامانت وحفظ و صداقت. فرمود حضرت پیغمبرص:«نیکو نمائید گُمانهای خودرا به برادران خود،که غنیمت خواهید یافت به آن،صفای دل وپاکیزگی طبع را».وگفته است اُبَیِّ بن کَعب: هرگاه ببینید یکی از برادران خود را درخصلتی که مُنکرشمارید آن خصلت را ازاو،پس تأویل نمائید آن خصلت را به هفتاد تأویل؛پس اگرمطمئنّ گردید دلهای شما بریکی ازآن تأویلات بسیار خوب،واگرنه مَلامَت کنید نَفس های خود را،درمقامی که عذرنخواسته اید او را در یک خصلت که پوشیده شده است برآن هفتاد تأویل،وحال آنکه شما اَولی می باشید به اِنکار کردن برنَفس های خود ازآن شخص. وحی فرمود حقّ تعالی به سوی داود ع که:متذکرکن بندگان مرا ازنَعماء وعطاهای من؛زیرا که ایشان ندیده اند ازمن مگرفعل نیکوی مقبول،تا آنکه گُمان نکنند به من درباقی عمر- مگرمثل آنچه را که پیش گرفته است ازمن به سوی ایشان. وحُسن ظنّ،می خواند مرد را به سوی حُسن عبادت وصاحب غرورطول می دهد در معصیت وتمنّی ومی نماید آمرزش را.و نمی باشد حاحب حُسن ظنّ درخلق خداوند مگر کسی که مطیع باشد مر او را،وامید وثواب وخوف ازعقاب او داشته باشد.فرمود حضرت رسول ص درحالی که حکایت می فرمود از ربّ خود که فرمود: «من درنزد حُسن ظنّ بندۀ خودم می باشم ای محمّد.پس کسی که میل کند(منجرف شود)از وفا کردن به موجبات واسباب ظنّ خود به پروردگارخود،پس بتحقیق عظی یاد استاد ...

ما را در سایت یاد استاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1402 ساعت: 16:24

البابُ الثّانی وَالثَلاثُون فِی التّواضُعباب سی ودوم درتواضعترجمۀ اجمالیه اصل فرمان :فرمود حضرت امام صادق علیه السّلام-:تواضع،یعنی فروتنی،اصل وبیخ هرشَرَف گرانمایه ومرتبۀ بلندی است.واگرمی بود ازبرای تواضع لُغَتی که بفهمند آن را خلایق،هرآینه تَنَطُّق می کرد ازحقایق بُطون،آنچه درمَخفیات عاقبت هاست. وتواضع آن است که بوده باشد ازبرای خدا، ودر راه خدا؛وماسوای آن،مکروحیله است.وکسی که تواضع کرد ازبرای خدا،شرافت وبزرگی می دهد حقّ جلّ وعلا اورا بر بسیاری از بندگان خود. وازبرای اهل تواضع،سیما وعلامتی است که می شناسند آن را اهل سماوات ازملائکه،واهل زمین ازگروه معرفت؛وازآن فرموده است خدای عزّوجلّ:«وبراَعراف –که مَوقِفی(=توقفگاه)است میان بهشت وجحیم- مردان چند می باشند که می شناسد هریک ازاهل جنّت و جهنّم را به علامتی که در صورت ایشان است»(1).واصل تواضع،ازجلیل دانستن حقّ تعالی وهیبت وعظمت اوست.ونیست ازبرای خداوند عزّوجلّ،عبادتی که باعث رضا وقبول او شود مگر آنکه باب آن طاعت،تواضع است. ونمی شناسد آنچه درمعنی حقیقت تواضع است مگراهل قرب ازبندگانی که متصِلند به وحدانیّت حقّ تعالی؛فرمود خدای عزّوجلّ:«وبندگان رحمان،آن کسانی اند که راه می روند برزمین،از روی خوف وآهستگی ومذلّت،وهرگاه خطاب نمایند ایشان را جُهّال از روی جهل،می گویند سلام را»(2). وبتحقیق،امرفرمود خدای عزّوجلّ،عزیزترین خلق خود را و بزرگ مردم را که حضرت محمّد ص است به تواضع؛پس فرمود:عزّوجلّ:«پست کن بالهای خود را ازبرای کسی که متابعت نماید تو را ازاهل ایمان»(3).وتواضع:مزرعۀ خُشوع وخُضوع وخوف وحیاء است؛وبدرستی که ظاهر نمی شوند این چهار صفت نیک،مگر ازمزرعۀ تواضع ودرآن. ومُسَلَّم نیست شَرَف تمام اصل دار،مگر ازبرای اهل تواضع درطریق حقّ تعالی. یاد استاد ...

ما را در سایت یاد استاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 14:25

البابُ التّاسع وَالعُشرون فِی الحَیاءباب بیست ونهم درحیاء-ترجمۀ اجمالیّه اصل فرمان: فرمود حضرت امام صادق علیه السّلام:حیاء یعنی شرم،نوری است که جوهرآن،سینۀ ایمان است. و ترجمۀ حیاء،ثابت بودن است درنزد هرشیئی که انکار نماید آن را توحید حقّ تعالی ومعرفت او.فرمود حضرت پیغمبر(ص)«حیاء از ایمان است ».پس گفته شده است که: حیاء به ایمان است وایمان به حیاء است.یا آنکه فضل حیاء به ایمان است وفضل ایمان به حیاء است . و صاحب حیاء،خیراست تمام آن، وکسی که محروم ماند ازحیاء پس او شرّاست تماماً واگرچه عبادت و ورع را بر خود ببندد.وبدرستی که گامی که برداشته شود درمیدان هیبت حقّ تعالی به حیاءِ ازحقّ،به سوی حقّ،بهتراست ازعبادت هفتاد سال.و وقاحت یعنی بی حیائی و سخت روئی - سینۀ نفاق وسینۀ شِقاق است؛وسینۀ نفاق،کفراست. فرمود رسول خدا(ص):«هرگاه حیا نکنی،پس بکُن، آنچه را خواهی»؛یعنی هرگاه مُفارقت کردی حیا را،پس آنچه عمل کنی ازخیر یا شرّ،تومُعاقب(=موردمواخذه واقع شده) هستی به آن.وقوّت حیا ازحزن وخوف است؛وحیاء مَسکن خَشیت است؛پس حیا،اوّلش هیبت است. وصاحب حیا،مُشتَغِل(=مشغول)است به شأن خود،اِعراض کننده است از مردم، اِنزار دارد از چیزی که خلق درآنند، واگر واگذارده شود صاحب حیا،مُجالست نمی کند احدی را؛فرمود حضرت نبیّ(ص): وقتی که می خواهد خداوند به بنده نیکی را، مشغول می سازد او را از نیکیهای او و می گرداند بدیهای او را درپیش دوچشم او،ومکروه می سازد او را نشستن با اِعراض کنندگان ازذکرحقّ تعالی . و حیاء،پنج نوع است؛حیاء ازگناه،وحیاء ازتقصیر،وحیاء از کرامت،وحیاء از محبّت،وحیاء ازهیبت محبوب؛ وازبرای هریک از این مراتب اهلی است واز برای اهل هریک، مرتبه ای است عَلی حِدّهشرح تحقیق تفصیلی باب حیاء بقلم حضرت راز شیرازی یاد استاد ...

ما را در سایت یاد استاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

البابُ الثَّلاثُون فِی الحِلمباب سی ام درحلم ترجمۀ اجمالّه اصل فرمان:فرمود حضرت امام صادق علیه السّلام-:حِلم،که بردباری است،چراغ حقّ تعالی است که طلب روشنائی می کند به آن، صاحب حلم به سوی همسایگی خداوند.ونمی باشد صاحب حلم مگرآن کسی که مؤَیّد است به انوار شناسائی وتوحید حقّ تعالی وحلم،دور می زند برپنج وجه؛آنکه بوده باشد صاحب حلم عزیز،پس ذلیل شود،یا بوده باشد صادق،پس تهمت زده شود،یا بخواند به سوی حقّ تعالی،پس استخفاف شود به او،یا آنکه اذیّت کرده شود بدون جرم،یا آنکه طلب کند به حقّ خود،پس مخالفت کنند او را درحقّ او؛پس هرگاه اتیان نمائی هریک ازاین پنج وجه را به حقّ آن،به تحقیق برخورد به حقّ کرده ای. ومقابله کن ضَعیف العَقل را به اعراض از او وترک جواب اوکه می باشند مردم یاوران تو؛زیرا کسی که جواب دهد ضعیف العقل را،پس گویا که گذارده است هیمه را بر روی آتش. فرمود حضرت پیغمبر ص:« مَثَل مؤمن مَثَل زمین است؛منافع خلایق اززمین وبدی ایشان هم برزمین است.»وکسی که صبر نکند برجفا وازار مردم،نمی رسد به رضای حقّ تعالی؛زیرا که رضای حقّ تعالی مَشوب وپیچیده است به جفا وآزار خلق. وحکایت شده است آنکه مردی گفت از برای اَحنَف بن قَیس: «ایاکَ اَغني»یعنی تورا قصد می کنم گفت اَحنَف:واز توحلم می کنم. فرمود رسول ص خدا: مبعوث وبرانگیخته شده ام درحالی که مرکزم حلم را،ومعدنم علم را، ومَسکنم صبر را.شرح تحقیق تفصیلی باب حلم به قلم حضرت راز شیرازی قدس اللهبدان-نَوَّرَکَ اللهُ بِنُورِ الحِلم،یعنی خدای تعالی تورا به نور حلم منوّر دارد.-آنکه حِلم وبُردباری،ازاخلاق حمیده وصفات حَسَنۀ نَفسانیّۀ پسندیده است،وشُعاع انوار ربوبیّت است درنَفس انسانیّه،وباعث کمال عبودیّت است،وقرین علم است، وازجنود عقل ومحاسن اوست؛چنان که یاد استاد ...

ما را در سایت یاد استاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

البابُ الحادی وَالثلاثون فِی العَفوباب سی ویکم درعفوترجمۀ اجمالیه اصل فرمان:فرمود حضرت امام صادق علیه السّلام:گذشت ازگناه مردم درنزد قدرت،از دأب و عادات مُرسَلین است ومُتَّقین. وترجمۀ عفو آن است که لازم نیاوری برصاحب خود،درآن چیزی که جُرم کرده است بِحَسب ظاهر؛یعنی برروی اونیاوری،یا آنکه فراموش کنی از اصل،آنچه را برخوردی از او درباطن،وزیاد کنی برتمنّیات اواحسانی را. وهرگزنمی یابد به سوی عفو راهی، مگرکسی که بتحقیق،عفو کرده است حقّ تعالی ازاو،وبخشیده است از برای اوآنچه مقدّم است ازگناه او وآنچه مؤَخَّر است، ومُزَیَّن فرموده است او را به کرامت خود وپوشیده است او را از نور بَهاءِ خود یعنی حضرت رسول الله ص –زیرا که عفو وغُفران ، دو صفنتند از صفات خداوند عزّوجلّ که امانت گذارده است این دو را در اسرار اَصفیاءِ خود،ازبرای آنکه مُتَخَلّق شوند با خلق،به اخلاق خالق وجاعل ایشان. ازبرای این است که فرموده است خدای عزّوجلّ «وهرآینه بایدعفونمایند وباید صَفح وتجاوز کنندآیا دوست نمی دارید آنکه بیامرزد خداوند از برای شما؟وحقّ تعالی بخشنده ورحیم است سوره24/22»(1).وکسی که عفو نکند ازبرای بشری مثل خود،چگونه امید دارد گذشت مَلِک بسیار تلافی کننده را؟.فرمود حضرت نبی ص – درحالی که حکایت می فرماید از ربّ خود که امرمی کند او را به این خصال- فرموده است پروردگارش:«وصل کن کسی را که قطع کند از تو،وعفو کن ازکسی که ظلم کند تو را.وعطا کن بسوی کسی که محروم گرداند تو را،ونیکی کن به کسی که بدی کند به سوی تو.وبتحقیق،مأمورشده ایم به مُتابعت او؛می گوید خدای عزوجلّ:«وآنچه آورده است شما را پیغمبر،پس بگیرید او را وآنچه نهی کرده است شما را ازآن،پس قبول نهی کنید»(2). وعفو،سِرّ خداوند است دردلها، دلهای خوّاص خود. پس کسی ک یاد استاد ...

ما را در سایت یاد استاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:52

صفحه بندی